منتظرم...
تمام آن شب را پشت پنجره خیال تجربه کردم.که تو در رفتن و...
ومن در پی قدم های برگشتنت.
آن شب من تمام بار ماه را از دوشش برداشتم و تمام شب زیر بارش پی در چی باران /اواز برگشتنت را خزاندم
وهنوز همجنان پشت پنجره میخوانم...
دل نوشته:ماه سان

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 21:20 توسط ماه سان
|
تو که در باور مهتابی عشق رنگ دارد فکر امروز باش به کجا مینگری؟زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه ها را میفهمی؟میشود بال دربال برستو بوسه بر قلب شقایق ها بزنیم هیچکس تنها نیست...ماخدا را داریم...!!!!