خدایا، تو خسته نشدی؟
از این همه درد، غم، خیانت، عشق، اشک، سقوط، حسرت، فقر...
رودل کرده ایم!
اما باز روبه راهیم...
خسته ایم ، همگی مان
اما باز روبه راهیم...
هی "این همه " را کش می دهیم!
بدخیم می کنیم،
چرکین می شوند...
کبود می کنیم،
سیاه می شوند...
اما خسته... نه! هرگز!
خدایا... یک سوال:
تو خسته نیستی از این همه؟
دل نوشته:ماه سان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 10:22 توسط ماه سان
|
تو که در باور مهتابی عشق رنگ دارد فکر امروز باش به کجا مینگری؟زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه ها را میفهمی؟میشود بال دربال برستو بوسه بر قلب شقایق ها بزنیم هیچکس تنها نیست...ماخدا را داریم...!!!!