نقطه مبهم...
چه غريبانه دور ميشوي
و چه ملتسمانه نگاه ميكنم
چه آرام ميروي و چه مظلومانه ميشكنم،
و حالا از بلندترين بام شهر،چقدر كوچك نشان ميدهي...
و من چگونه دل به اين نقطه مبهم بسته بودم؟َ
دل نوشته:ماه سان
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 10:0 توسط ماه سان
تو که در باور مهتابی عشق رنگ دارد فکر امروز باش به کجا مینگری؟زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه ها را میفهمی؟میشود بال دربال برستو بوسه بر قلب شقایق ها بزنیم هیچکس تنها نیست...ماخدا را داریم...!!!!