‏ ‏‎‏در ایستگاه چنان عمیق به رفت و آمد آدم ها نگاه میکردم،

بلکه شاید

کسی شبیه تو بخندد...

کسی شبیه تو اخم کند...

کسی شبیه تو دوباره مرا شادکند...

شایدکسی...

امانه انگار گمت کرده ام!

ودست آخر چه تلخ،آرام روی صندلی درخود شکستم!