دیرآمدی،تمام شدم!
دیرآمدی،تمام شدم!
باخاطراتی که هر روز مرا میخورند تمام شدم!
انگار که یادت نیست، تو سرخوش رفتی و من سرخورده ماندم!
همه چیز را آسان فراموش کردی!
اما من حتی یک لحظه از با هم
بودنمان را به بدست فراموشی نسپردم!
چه خوشحال رفتی و چه مبهوت ماندم!
دیر آمدی،تمام شدم!
ازبس غصه هایم را بلعیدم!...
باخاطراتی که هر روز مرا میخورند تمام شدم!
انگار که یادت نیست، تو سرخوش رفتی و من سرخورده ماندم!
همه چیز را آسان فراموش کردی!
اما من حتی یک لحظه از با هم
بودنمان را به بدست فراموشی نسپردم!
چه خوشحال رفتی و چه مبهوت ماندم!
دیر آمدی،تمام شدم!
ازبس غصه هایم را بلعیدم!...
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:41 توسط ماه سان
|
تو که در باور مهتابی عشق رنگ دارد فکر امروز باش به کجا مینگری؟زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه ها را میفهمی؟میشود بال دربال برستو بوسه بر قلب شقایق ها بزنیم هیچکس تنها نیست...ماخدا را داریم...!!!!