دو سال...
کوچه های یادگاری را قدم زدم
و مثل این دو سال
هیچ چیز و هیچکس
جز خاطراتمان بامن همقدم نشد...
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 11:53 توسط ماه سان
تو که در باور مهتابی عشق رنگ دارد فکر امروز باش به کجا مینگری؟زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه ها را میفهمی؟میشود بال دربال برستو بوسه بر قلب شقایق ها بزنیم هیچکس تنها نیست...ماخدا را داریم...!!!!