دیوانگی

هوس کوچ به سرم زده...
شاید هم هجرت.نمیدانم...
زاین بی دلیلی ها خسته شده ام
دستانم را به دستان هیچکس می سپارم...
درد و دل میکنم... بادرختان.
دیوانگی و بی خانگی و بی سر پناهی هم عالمی دارد...!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر ۱۳۹۰ ساعت 21:33 توسط ماه سان
|
تو که در باور مهتابی عشق رنگ دارد فکر امروز باش به کجا مینگری؟زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه ها را میفهمی؟میشود بال دربال برستو بوسه بر قلب شقایق ها بزنیم هیچکس تنها نیست...ماخدا را داریم...!!!!